تبلیغات
این وبلاگ درمورد سلامت روان در انسان ها است - 3

شکل 11.1

زیر بخش های اختلال شخصیت

 

اختلال شخصیتی اسکیزوتیپال (Schizotypal)

شخصی که اختلال شخصیت اسکیزوتیپال دارد ، رفتار ، گفتار،  تفکر و/یا ادراک عجیبی ابراز می کند ولی این مقدار عجیب بودن برای اینکه او را مورد درمان اسکیزوفرنی قرار دهیم کافی نیست ، برای مثال ، گفتارش ممکن است پریشان باشد اما به آن نقطه ای که کاملا با واقعیت در تضاد باشد نمی رسد که در افراد اسکیزوفرنی هست ، یا شخصی که ممکن است از توهمات باز پیدایی و ارجاعی خبر دهد ، همانند احساس اینکه اگر یکی از والدین مرده در اتاق باشند یک تفاوت موقعیت از آنکه شخص اسکیزوفرنی دارد ، که بیشتر احتمال دارد که گزارش دهد والد مرده اش در اتاق هست . اشخاص اسکیزوتیپال ممکن است همچنین افکار عجیب و جادویی ابراز کنند ، و ادعا کنند که میتوانند آینده را پیشبینی کنند و افکار دیگران را بخوانند و به همبن ترتیب .آنها ممکن است همانند اشخاص پارانوئید در گروه های حاشیه ای قرار گیرند ، طرفدار طالع بینی باشند ، ادعا کنند که بازماندگان ربایش ییگانگان هستند و از هر فردی که این علاقه را به اشتراک نگذارد جدا شوند ، اغلب چنین افرادی بخاطر دوران کودکی آزار دیده و محروم ، دارای رفتار خاصی بودند.

 

خانم جی یک زن 60 ساله است که هرگز ازدواج نکرده است و خودش بتنهایی با 13 گربه زندگی می کند . ظاهر و رفتار خانم جی عجیب و غریب است اگرچه او دارای یک نوع حالت دوست داشتنی است ، هر کس که او را ببیند بلافاصله میگوید او فردی متفاوت است . پوشش خانم جی ترکیب عجیب و غریب رنگ های خاصی است که در دهه 1920 مورد علاقه بوده است . او هرگز توانایی کار کردن نداشته و تا سن 40 سالگی با ارث پدر و مادرش زندگی میکرده و از آن زمان تحت حمایت سازمان کمک به معلولین و ناتوانان بوده است. خانم جی در فضای کاتولیکی در خانواده اش بزرگ شده و عقیده دارد سرنوشت او این بوده که تحت نظارت باکره مقدس باشد ، همچنانکه فرزندان در لوردس مردند ، او همواره تحت مراقبت بوده برای پیام ها یا راهنمایی هایی که او باورداشت برای او آشکار میشوند در زمانیکه این نظارت برقرار است. برای مثال ، او بدقت اغلب جملات معمولی اشخاص را مرور می کند که ببیند آیا این جملات معنای پنهان و عمیقتر دارند؟ خانم جی همیشه احساسات دائمی دگرسان بینی خود و دگر سان بینی محیط را تجربه می کند : او میگوید همچنانکه او به خودش اتصال نیابد همانند یک شخصیت در یک فیلم سینمایی است . او با موضوع تجارب خارج از بدن شیفته شد و مراحل متناوب یک سفر متعالی را توصیف می کند . آپارتمان او پر از نشانه ها و پس مانده هایی است که او در طول سال ها جمع آوری نموده است . خانم جی بر خلاف باورهای عجیبش ، فردی متوهم نیست و توانایی اینرا دارد که تشخیص دهد آیا در باورهایش مرتکب اشتباهی شده است . او اغلب فکر می کند که افراد دیگر مشغول حرف زدن درباره او هستند وقتی که آپارتمانش را ترک می کند اما اینرا دریافته که این شاید بخاطر شیوه غیر معمولی است که او لباس می پوشد. بخاطر این دلیل و بخاطر اینکه او با آب و تاب راه می رود دارای حالت شرمساری در موقعیت های اجتماعی است . خانم جی عموما در شب ها بیرون از خانه می رود و از صحبت یا ملاقات افراد در آسانسور پرهیز می کند . او پنهانی از آپارتمانش بیرون می رود و خرید هایش را از فروشگاه 24 ساعته در ساعت 3 نیمه شی انجام می دهد وقتی ندرتا کسی در انجا هست .

خانم جی یک عموی مادری دارد که اسکیزوفرنی داشته است . او از زمان کودکی بسیار خجالتی و کناره گیر بوده است و میگوید همواره فردی غیر عادی بوده و هرگز با برادران و خواهران و هم کلاسانش به توافق نرسیده است . اگرچه افراد خانواده اش در زمان های مختلفی به خانم جی مراجعه برای درمان روانشناسی را پیشنهاد کرده اند او همواره اینرا رد کرده است . خانم جی زمانی برای بررسی در این زمان انتخاب شد که توسط پلیس دستگیر شد آنهم بخاطر اینکه یک تمثال مریم باکره را از یک فروشگاه مذهبی برداشت بدون اینکه پول آنرا بپردازد وتنها ادعا میکرد که باید آنرا داشته باشد. وقتی که پلیس اصرار کرد که خانم جی باید آن تمثال را بازگرداند او عصبانی و تندمزاج شد و تهدید کرد که پلیس را می زند . در اینجا بود که او دستگیر و به اتاق اورژانس آورده شد .

خانم جی چهار برادر و دو خواهر دارد . آنها در طول این سال ها با درجات مختلف سعی کردند با او در تماس باشند . او همه پیشنهادات انها را رد کرد و با اینحال از هر کدام به دلایل مختلفی  عصبانی است . او می گوید که اگر تنها باشد احساس بهتری دارد . اگرچه در سال های اولیه او عادت داشت که در تعطلات و جمع های خانوادگی حاضر باشد ، برادران و خواهرانش بعد از اینکه چند بار تلاش کردند او را داخل موقعیت های اجتماعی کنند ، ترکش کردند . در 15سال گذشته او در انزوای کامل زیسته است بجز زمانی که یک تماس تلفنی با اعضای خانواده اش داشته باشد . افراد خانواده اش برای او رفاه و عدم نیاز مالی را فراهم و همچنین برای او لباس های ارزانی تهیه کردند. 

اختلال شخصیتی اسكیزوتیپال هم به مرجع DSM (راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی) در سال 1980 بعنوان بخشی از اقدامات برای بهبود قابلیت درمان اسكیزوفرنی و بمنظور مطالعه ارتباط آن با شرایط دیگر اضافه شد . در اسكیزوفرنی ، معمولا دشوار است كه روندهای تشخیص ترسیم شود ، در موارد سنتی ، شخص كاملا در وجوه مختلف مثل رفتار ، گفتار، تفكر، ادراك،  احساسات ،رفتار اجتماعی ، رفتارحركتی و غیره ،  عجیب و غریب ظاهر میشد با اینحال بسیاری از موارد ، سنتی نیستند ، برای مثال شخصی ممكن است تنها در زمینه عجیب بنظر برسد یا بصورتی محدود اینگونه باشد و فقط از اجتماع كناره گیری كند. این دو الگو در گذشته بعنوان زیربخش های اسكیزوفرنی طبقه بندی شدند و در حال حاضر بدین عنوان شناخته میشوند: اختلال شخصیت اسكیزوتیپال و اختلال شخصیت اسكیزوئید

 

اختلال شخصیت اسكیزوئید

 

ارائه تعریفی برای اختلال شخصیت اسكیزوئید شدیدا به دامنه ی از عواطف مرتبط است كه با انزوای اجتماعی پیوسته اند . اشخاص اسكیزوئید علاقه بسیار كمی به برقراری رابطه دارند با اصلا ندارند . آنها معمولا از خانواده هایشان فاصله دارند و ندرتا ازدواج می كنند و دوستان نزدیكی ندارند . در ارتباطاتی كه با دیگران دارند بنظر نمیرسد همان عواطفی را تجربه كنند كه بخشی از زندگی اجتماعی معمولی است . : صمیمیت خوشحالی ناامیدی آسیب دیدن . آنها همچنین بنظر میرسند كه در فعالیت های اجتماعی لذت اندكی می برند. در بیشتر موارد در این افراد ، توانایی برای تجربه كردن تجارب مثبت مثل لذت خوشحالی شادمانی  و خوشی كاملا غایب است . (غیاب احساسات لذت و شادمانی هم اکنون آنبدونیا نامیده میشود) اگر آنها را مورد بازخواست قرار دهیم شخص اسكیزوئید ممكن است ادعا كند دوستان زیادی دارد ولی این معمولا شامل آشنایی های سطحی است . آنها ممكن است تلاش كنند كه دوستانی بیابند اما این اقدام بر عدم توانایی آنها به ابراز صمیمیت و عواطف می انجامد . در واقع باتوجه به انزوای اجتماعی انها ، رفتار تك روانه و بی عاطفه نسبت به دیگران عادی است ، افرادی كه اختلال شخصیتی اسكیزوئید دارند ممكن است شبیه افرادی كه درخودماندگی دارند بنظر برسند.بعضی تحقیقات یك وابستگی  ژ‍نتیك بین این دو نوع اختلال را پیشنهاد داده اند اگرچه باید ماهیت این وابستگی شفاف تر شود.

بخاطر درآشامی(Self-absorption) اختلالات اسكیزوئید ممكن است بصورت ظهور حواس پرتی بنظر برسند با اینحال جدا از این مسئله ، آنها همانند الگوی شخصیت اسكیزوتیپال ، افكار رفتار و گفتار غیرعادی ابراز نمیكنند . و برخلاف اشخاص اسكیزوتیپال ، ممكن است در كارشان بسیار موفق باشند در صورتیكه این كار به روابط كم اجتماعی نیاز داشته باشد .

تمایز بعدی بین اختلال شخصیتی اسكیزوئید و اسكیزوتیپال رابطه شان با اسكیزوفرنی است . پ‍ژوهشگران دریافته اند اختلال اسكیزوتیپال در بین افرادی كه با اسكیزوفرنی ها نسبت خانوادگی دارند رایج تر است و این یك رابطه ‍ژنتیكی را نشان می دهد . بعلاوه اختلال شخصیت اسكیزوتیپال تمایل به واكنش در برابر همان داروهای اسكیزوفرنی را دارد. این یافته ، یك نسبت خانوادگی را بین دو نوع اختلال پیشنهاد میدهد . بنابراین اشخاص اسكیزوتیپال ممكن است از نظر ژنتیكی در خطر اسكیزوفرنی باشند ولی این امر در افراد اسكیزوئید مشاهده نشده است.  واتسون(2001) ارتباطات محتملی بین اختلال شخصیت اسكیزوتیپال و میزانی از گسستگی یافته است با این دلیل كه آنها قلمروی مشتركی از ادراك و فهم نامعمول دارند. نهایتا ، بعضی جنبه های اختلال اسكیزوتیپال بنظر میرسد كه به نابه هنجاری هایی در گستره های زبانی مغز ارتباط دارد.

 

اختلالات شخصیتی عاطفی/ دراماتیك

 

افرادی كه اختلال شخصیت عاطفی/ درماتیك دارند تمایل دارند كه در رفتارهایشان جلب توجه كنند و دمدمی مزاج و درخواست کننده هستند . این دسته شامل اختلالات شخصیتی ضداجتماعی ، مرزی ، نمایشی و خود شیفتگی است.