تبلیغات
این وبلاگ درمورد سلامت روان در انسان ها است - 9

اصطلاحات کلیدی

رفتار ضد اجتماعی 291                    اختلال شخصیت  وابستگی 299            اختلال شخصیت  خود شیفتگی 297    اختلال شخصیت 287

اختلال شخصیت ضد اجتماعی (ا.ش.ض) 290     درمان اختلال شخصیتی   306  اختلال شخصیت  عقده ای وسواسی  301

اختلال شخصیت اجتنابی 298                اختلال شخصیت  نمایشی 296                اختلال شخصیت  پاراونیا       287   اختلال شخصیت شیزوئید 289

اختلال شخصیت  مرزی 293             اختلال کنترلی ضربه ای (آنی) 300         یادگیری اجتنابی منفعلانه 292   اختلال شخصیت  اسکیزوتیپال 288

 

خلاصه:

  • بک اختلال شخصیت ، یک الگوی انعطاف ناپذیر نافذ طولانی مدت از افکار ، احساسات ، و رفتار است که مانع کارکرد و مسبب ناشادی برای شخص و معمولا رای فرد یا افراد در کنار او میشود
  • DSM-IV-TR 10 اختلال شخصیت را فهرست بندی می کند . که هر کدام بنحو صوری به زیر بخش هایی تقسیم می شود " عجیب/غیر عادی (اختلال شخصیت پارانویایی ، اسکیزوتیپال و اسکیزوئید )  عاطفی/دراماتیک (اختلالات شخصیت ضد اجتماعی ، مرزی ، نمایشی و خودشیفتگی) و اضطرابی/ترسناک (اختلالات شخصیتی عقده ای-وسواسی ، وابستگی و اجتماعی) . اختلال شخصیت ضد اجتماعی به عوامل گسترده اجتماعی و درمانی ارتباط دارد و موضوعی برای مطالعه بیشتر جدا از دیگر اختلالات شخصیتی است .
  • اختلالات شخصیتی عجیب/غیرعادی در بعضی راه ها شبیه به اختلالات اسکیزوفرنی و توهمی است ولی همراه با عدم توانایی شدید و شرایط فقدان تماس در ارتباط با واقعیت نیست . اختلال شخصیت پارانوئیدی بوسیله بدگمای در مردم در همه موقعیت ها مشخص میشود . در اختلال شخصیت اسکیزوتیپال ، گفتار رفتار تفکر و یا ادراک شخص گسسته میشود . در اختلال شخصست اسکیزوئید ، خروج ار مرکز یصورت عقب نشینی از اجتماع است . اشخاص اسکیزوئید بنظر می رسد که قادر نیستند نوعی پیوستگی را شکل دهند ، و آنها اغلب قادر نیستند که عواطف مثبت همچوت شادمانی و لذت را در هر موقعیتی تجربه کنند .
  • اختلال شخصیت عاطفی/دراماتیک بوسیله جلب توجه ، خواستار بودن چیزی و رفتار دمدمی مزاج مشخص شده است . افرادی که این اختلال را دارند تمایل دارند که بخاطر مشکلات رفتاری شان ، ناکامی را در روابط میان فردی تجربه کنند . تعریف ویژگی اختلال شخصیت ضد اجتماعی یک رویکرد غارتگرانه به سوی دیگر افراد است که بوسیله ناتوانی در نشان دادن مسولیت و ثبات ، تحریک پذیری و تجاوزکاری ، بی توجهی و رفتار ضربه ای و بی توحهی به حقیقت مشخص میشود. عناصر اختلال شخصیت مرزی شامل مشکلاتی در شکل دادن به یک هویت خود مطمئن ، رفتار خود تخریبانه ، آنی بودن و بد گمانی است  بعلاوه دشواری در کنترل عصبانیت و دیگر احساسات . ویژگی غالب اختلال شخصیت نمایشی ، ابراز خود بصورت نمایشی است ، اغلب واضحا به قصد جلب توجه و همدلی . اختلال شخصیت خود شیفتگی بوسیله اغراق و افراط در اهمیت دادن به خود ، اغلب همراه با خودبینی شکننده ، مشخص کیشود.
  • اختلال شخصیت اضطرابی / بیمناکی  شامل نگرانی در شکل ها و رفتار های متنوع در کنار آمدن با آن ست . ویژگی اصلی اختلال شخصیت اجتنابی حساسیت شدید نسبت به نپذیرفتن چیزی و حس تحقیر و شرمساری است . نتیجه ان پس خوردن از دیگران و نوعا احساس تنهایی و پشیمانی است . شخصیت وابسته بوسیله وابستگی اضافی به دیگران مشخص میشود تا جایی که فردحالت زیردست پیدا می کند چون با ترس از ترک شدن شکل گرفته است . اختلال شخصیت عقده ای / وسواسی بوسیله اشتغال قبلی به نظم و ترتیب ، کمال گرایی و کنترل مشخص شده است ، به بهانه سودمندی واقعی و خودمختاری در روابط میان فردی .
  • گروهی که شاید بیش از همه در معرض اختلالات شخصیتی هستند افرادی اند که در درمان روانشناسانه قرار دارند . اختلالات شخصیتی اغلب ناراحتی هایی نیستند که توسط افراد برای درمان پذیرفته شوند اما میزان بروز زیاد انها در جمعیت های درمانی این پیشنهاد را می دهد که آنها آن چیزی هستند که بیماران را مستعد شرایط محور1 می کنند همانند اختلالات اظطرابی ، مود و سوء استفاده
  • جنسیت یک عامل خطر زا در اغلب اختلالات شخصیتی است . مردان در بسیاری از اختلالات شخصیتی در ریسک بالاتری نسبت به زنان قرار دارند و در اختلالات شخصیتی اجتماعی بسیار بیشتر هم در ریسک اند . زنان در اختلالات مرزی و نمایشی بیشتر در خطرند  و در اختلال وابستگی بسیار بیشتر. اختلالاتی که اغلب بر زنان تاثیر می گذارند نسبت به دیگر گستره های تشخیص تشخیص روانشناسانه ، از دقت زیادی بر خور دارند   و استدلالاتی درباره سوگیری جنسیتی در این قلمرو اختلالات شخصیتی بنحو شدیدتر وجود دارد.    
  • تشخیص اختلالات شخصیتی در طول محدوده های فرهنگی و نژادی همچنین یک موضوع حساسیت زا است . ویژگی های رفتاری که برای یک گروه نژادی در نظر گرفته میشود ممکن است برای درمانگران تشخیص دهنده از گروهی دیگر نسبت به فرهمگ غالب ، نا به هنجار به نظر برسد . متخصصانی که بسیار زیاد نگران ارزش های فرهنگی بیمار هستند ممکن است نتوانند یک اختلال جدی را درمان کنند.
  • نظریه پردازان روان پویشی اختلالات شخصیتی را دنبال می کنند که آنها را  اختلالات منش(کاراکتر) می نامند که بخاطر ناراحتی هایی در دوران اولیه روابط کودک- والدین بوجود می آیند . منجر به یک من ضعیف ، بر حسب قدرت ابراز من توسط شخص ، آنها افرادی را با اختلال منشی در نظر می گیرند که بین روان پریشی و روان رنجوری قرار میگیرند.در همه اختلالات منشی ، رفتار منار آمدنی نرمال توسط یک من تعیین میشود و با رفتار منحرفانه ، آشفته و دمدمی مزاجی تعیین میشود.
  • درمان با بینش جهت دار یک فرآیند کهنه تخت بهترین های پیرامون است که ممکن است بنظر برسد که تعهد کمی برای درمان اختلال های شخصیت دارد . افرادی که دارای اختلالند اغلب در جستجوی ابتکار عملی برای درمان خود نیستند ، بجایش آنها ممکن است به این نتیجه برسند که آنها بخاطر مشکلات حاشیه ای و خانوادگی باید مشاوره کنند   و تمایل به دیدن مشکل بعنوان چیزی بیرون از خودشان داشته باشند. با اینحال درمانگران روان پویشی رویکرد بینشی را بعنوان راهی برای تغییر در نظر می گیرند.
  • نظریه پردازان رفتاری عموما مفهوم اختلالات شخصیتی را رد می کنند زیرا که بر وجود ویژگی های شخصیتی ثابت دلالت دارد . و این فرضیست که آنها تصدیق نمی کنند . آنها اختلالات را به عنوان انواعی از رفتارها در نظر می گیرند که آموخته شده اند و بنابراین می توانند تغییر کنند . آنها بر سر مشق های نا به هنجار و تقویت و فقدان کسب مهارت تمرکز دارند که منجر به ان رفتار ها میشود . تمارین مهارت های اجتماعی یک بخش عمده از درمان رفتاری برای اختلالات شخصیت است.
  • چشم انداز شناختی اختلالات شخصیتی را در نظر میگیرد که محصول آشفتگی ها یا افراط ها در شماهایی هستند که اطلاعات را در ذهن ما ساختار می دهند . باورهای مقصر استوارند و هیچ استثنائی را نمی پذیرند . درمان شناختی در مسیر اصلاح شماهای مقصر پیش میرود با تفسیر محدد شماها یا پنهان کردن آنها
  • نظریه پردازان فرهنگی-اجتماعی بر نقش فرآیندهای اجتماعی بزرگ مقیاس بعنوان زمینه ای برای اختلالات شخصیت تکیه می کنند فرآیندهایی که مزایا و معایب گروه های مختلف را ایجاد می کنند . نظریه پردازان فرهنگی-اجتماعی استدلال می کنند که روانشناسان باید کوشش گنند تا جامعه را بجای قربانیان تغییر دهند.
  •  چشم انداز عصب شناختی ، بر عوامل ژنتیکی و روانشناسانه تمرکز می کنند که به اختلالات شخصیت یاری می رسانند . وضعیت عصب شناسی  بوسیله پژوهشی تایید شده که اختلالات شحصیتی خاصی را با بعضی از اختلالات محور 1 متصل می کند که بعنوان مولفه های ژنتیک شناخته می شوند.بعضی موفقیت ها در درمان دارویی تمایل به این دارند که این یافته ها را تایید کنند . هم بیناران اسکیزوتیپال و هم اسکیزوفرنی توسط فنوتیازین ها کمک شده اند و شخصیت های مرزی هم گاهی بوسیله داروهای ضد افسردگی کمک گرفته اند . با اینحال واکنش به داروی یکسان بسیار دور است از اثبات اینکه دو اختلال متغیرهای شرایط یکسانی هستند.