تبلیغات
این وبلاگ درمورد سلامت روان در انسان ها است - مطالب آذر 1389
چهارشنبه 10 آذر 1389

اختلال شخصیت

   نوشته شده توسط: pendar    

 

 

 

اختلالات عجیب / غیر عادی شخصیت

اختلال شخصیت پارانویا

اختلال شخصیت اسکیزوتیپال

اختلال شخصیت اسکیزوئید

اختلال شخصیت  عاطفی / دراماتیک

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت نمایشی

اختلال شخصیت خود شیفتگی

اختلال شخصیت اضطرابی / بیمناکی

اختلال شخصیت اجتنابی

اختلال شخصیت استقلال

اختلال شخصیت وسواس عقده ای(اضطراری)

اختلال شخصیت نظریه و درمان

از نقطه نظر روان پریشی  

از نقطه نظر رفتاری

از نقطه نظر شناختی

از نقطه نظر اجتماعی فرهنگی

از نقطه نظر عصب شناختی

 

اختلال شخصیت

برنامه اختلال شخصیت مرزی بر خانم سی ، یک زن 36 ساله بعد از چهارمین بار بستری شدنش بر اثر افسردگی و خودکشی بررسی  شد . خانم سی پدرش را نمیشناخت و توسط مادرش بزرگ شده بود که از چند جنبه استقلال داشت و رابطه اش با مادرش سرد و غیر صمیمی توصیف شده . او دو برادر داشت و برادر بزرگش بعد از اینکه او 13 ساله شد برای مدت 3 سال از او سوء استفاده جنسی میکرد و تنها وقتیکه برادرش به ارتش اعزام شد این سوء استفاده پایان یافت . این خانم هرگونه احساس عصبانیت و خشم را نسبت به او انکار کرد و درواقع احساس انس و علاقه به برادرش داشت که در دوران خدمت در ویتنام کشته شد. او نمرات خوبی در دوران مدرسه میگرفت ولی تاریخچه ای از رفتار جنسی بی تبعیض و سوء استفاده و جوع(Bulimia) عصبی داشت . اولین درمان او در سن 19 سالگی انجام گرفت و وقتی که فهمید که نامزدش با صمیمی ترین دوستش رابطه جنسی داشته شدیدا افسرده شد. بستری شدن او بعلت بلعیدن مقدار کشنده ای دارو انجام گرفت . پس از بستری شدن او اقدام به مجروح کردن خودش با خراشیدن بدنش و بریدن بازویش با چاقوهای شام یا فلزی ، صفحه شکننده میکرد .این خود آزاری معمولا توسط مراحل مرزی شدید و احساسات پوچی انجام میگرفت .

او دارای یک زندگی اجتماعی فعالانه و شبکه وسیعی از دوستان بود با اینحال روابط او دارای ثبات نبودند . او میتوانست بسیار جذاب ، سرگرم کننده و حمایتی باشد اما در نزاع های اجتماعی ، ناسازگاری ها و سختی ها ،  افراط میکرد . او شدیدا احساس آسیب افسردگی و خشم میکرد  و امیدوار بود دوستانش در شرایطی مشابه او را از این درد رهایی بخشند . با اینحال آنها نوعا بخاطر واکنش ها در تاثیرات شدید رفتارش احساس بطالت ، آزار دیدن و دستپاچگی میکردند.

روابط جنسی او مشکلات بیشتری داشت . او بسرعت احساس جذابیت ، وابستگی و درگیر شدن زیادی به افراد را گسترش داد با اینوجود بزودی دریافت که عاشقانش افرادی سر به هوا و نا امید کننده هستند . در واقع بسیاری از آنها سوء استفاده کننده هایی بی احساس و سربه هوا بودند اما همه آنها با او سازگاری های اجتناب ناپذیری داشتند و عصبانیت در او غیر قابل تحمل میشد (وایدگر و سندرسون ، 1997 ، ص 1304)

بسیاری از اختلالات روانشناسانه ای که تاکنون ما به بحث گذاشته ایم بسیار دور از اختلالات جسمی بمعنایی هستند که آسیب دیدگان از آنها ، خود را بیمار می یابند . و به یک نحو ویژه ، آنها دیگر نمیتوانند بدون ترس در یک سگ بنگرند ، آنها دیگر نمیتوانند دلیلی برای شاد بودن بیابند ، برخلاف آن اختلالات شخصیتی ، شرایطی هستند که که عموما سال ها همراه شخص بوده اند و یک مشکل خاص در نظر گرفته نمیشدند همانند افسردگی یا فوبیای سگ که به کل شخصیت فرد ارتباط ندارند . DSM-IV-TR اختلال شخصیت را بعنوان یک الگوی مداوم تجربه درونی و رفتاری تعریف می کند که بطور برجسته ای از انتظارات معمول فرهنگ فرد ،  انحراف می یابد و فراگیرنده و انعطاف ناپذیر است. ریشه در نوجوانی یا سال های اولیه بلوغ دارد. در طول زمان ثابت است و منجر به نگرانی و اختلال میشود . این اختلال که سپس با رفتارهای ثابت همراه میشود . بنا به نقل دوباره ای از DSM-IV-TR : " رفتارهای شخصی آن الگوهای فهم با دوامی هستند  که به تفکر درباره محیط و فردی ارتباط می یابند که در حوزه ی گسترده ای از زمینه شخصی و جامعه عرضه میشوند تنها در آن زمان که رفتارهای شخصیتی آسیب زننده و انعطاف ناپذیرند و موجب اختلال کارکردی مهم یا نگرانی فرد میشوند ، اختلال شخصیتی را تشکیل میدهند " زیرا اختلالات شخصیتی بسیار عمومی شده اند و بخاطر دوام طولانیشان افراد ممکن است انها را بعنوان مشکلاتی که باید درمان گردد نبینند و تنها فکر می کنند که صرفا اینگونه اند. بطور نمونه ، آنها بسیار ناشادند با وجود اینکه در بعضی موارد آنها ممکن است رنج کمتری به خود بدهند تا آنهایی که با انها در ارتباطند مثل اقوامشان ، کارمندان و به همین ترتیب.

بعضی از کارشناسان پیشنهاد داده اند که افرادی که اختلالات شخصیتی دارند را نباید تنها بر حسب طبقه بندی های تشخیص شناسانه انجام داد بلکه بر اساس درجه بندی های ابعادی باشد . (فصل 2) به بیان دیگر ، مردمی که بر اساس چنین دسته هایی همچون غلبه علیه سلطه پذیری یا جستجوی تازه در برابر اجتناب پذیری تازه ، زندگی می کنند . برای مثال خانم سی را نباید بعنوان کسی که دارای اختلال شخصیتی مرزی است قلمداد نمود بلکه باید به آسانی بعنوان کسی که ، دارای درجه ی بالایی در ناسازی و روان رنجور خویی است در نظر گرفته شود ، بعلاوه ی درجه بندی های دیگری وجود دارد که ممکن است با مشکل او در ارتباط باشند.

 

بعضی پژوهشگران تلاش کرده اند که چنین درجه بندی های ابعادی را برحسب 5 مجموعه رفتارهای شخصیتی بررسی کنند . در این مدل شخصیتی 5 عاملی ، بیشترین تفاوت ها بین افراد در 5 قلمرو رخ می دهد : 1- روان رنجورخویی (یا احساسات منفی) مخالف با ثبات احساسات 2- برونگرایی(یا جمع گرایی) در مقابل درونگرایی 3- پیروی از وجدان (خود کنترلی) 4- توافق در مقابل تضاد 5- تجارب باز در مقابل بسته . مطالعات نشان داده اند که نمره های انتهایی در این 5 عامل  قویا مرتبط به اختلالات شخصیتی هستند.

مسولیتی که اختلالات شخصیتی بر افراد و جامعه قرار میدهند در اثرهای غیر مطلوب آنها بر تعدیل روانشناسانه ، اختلالات کنترل تکانه ،  آشکار است . (شکل صفحه 300 را ببینید) و همچنین در ریسک مد و اختلالات اضطراب  اینگونه است. در یکی از مطالعات اخیر توسط جانسون و همکارانش ، آنها دریافتند که اختلالات شخصیتی درنوجوانی بیش از دو برابر است همانند نوجوانانی که فاقد اختلالات شخصیتی نظیر خودکشی ، اضطراب ، مد و موضوعی بودند که اختلالات را در طول دوران اولیه بلوغ بکار میبرد . این تاثیر طولانی مدت منفی اختلالات شخصیت ، بی ارتباط به هر اختلال دیگری که درطول نوجوانی بچه داشت فهمیده شد . بیمارانی که دراختلالات شخصیت ، شامل درمان بیماران بستری شده و سرپایی ، و درمان روانپزشکی هستند نسبت به بیمارنی با اختلال افسردگی عمده ، تاریخچه درمان روانشناسانه ی گسترده تری دارند.

 DSM-IV-TR ده اختلال شخصیتی را فهرست بندی می کند . سازمان دهی خودکار تشخبص شناسانه ی ما ، آنها را در سه بخش کلی قرار می دهد : اختلالات عجیب / غیر عادی شخصیت ، اختلال شخصیت احساسی / دراماتیک ، اختلال شخصیت اضطراب / ترس(شکل 11.1 را بببینید)